مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

49

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

حق بود ؛ و جامع جميع مراتب بود . از بهر آنكه : آدم ، به مثابهء آينه بود ، كه جمال جملهء اسماء در او پيدا بود . يا آنكه آدم ، خود ، مظهر اسم اللّه بود . و در اين معنى گفته‌اند « 6 » : سبحان من اظهر ناسوته * سرّ سنا لاهوته الثّاقب ثمّ بدا فى خلقه ظاهرا * فى صورة الاكل و الشّارب لمّا شاء الحقّ من حيث أسماؤه « 7 » الحسنى الّتى لا يبلغها الإحصاء أن يرى اعيانها . [ ضمير مؤنث در لا يبلغها و أعيانها عايد به أسماء است ؛ و فاعل « يرى » . ضميرى عايد به حقّ ] . « مشيّة » در لغت ، « خواست » است ؛ همچنان‌كه « ارادة » . امّا به اصطلاح اين طايفه « مشيّت » خواستى باشد كه منشأ آن ذات بود ، به ايجاد معدومى يا اعدام موجودى . و « ارادة » هم خواست ذات است ، امّا به ايجاد معدومى . پس « مشيّت » اعمّ از « ارادت » باشد . . و معنى ذاتى « خواست حق » آن بود كه تجلّى ذاتى فرمايد - تعالى شانه - ؛ و حق ، اسم ذات است [ و اختيار آن بر ديگر اسماء از آن جهت كرده ، تا محقّق گرداند كه منشأ ] اين طلب ، ذات است با اسماء و صفات ؛ نه اسماء و صفات فحسب « 8 » . و اگر كسى گويد كه : اللّه نيز اسم ذات است ، و همهء اسماء در تحت وى مندرج ، اختيار اسم حقّ بر اسم اللّه چرا كرد ؟ . جواب گوييم كه : « اللّه » اسم ذات است ، من حيث هى هى . و در اين مشيّت

--> ( 6 ) - در نسخه ( ت ) منحصرا چنين آمده : از دل آدم يكى آئينه ساخت * تا كه اسما اندرو پيدا شود زانكه آدم ، مظهر نام خداست * تا به دو هر دوجهان گويا شود ( 7 ) - ظاهرا بايد ( اسمائه ) باشد ولى در تمام نسخه‌ها ( ك - ش - ت - عف ) به صورت مذكور در متن است . ( 8 ) - « فحسب » يعنى : فقط .